پان آذریسم و تخریب مساجد در باکو

پان آذریسم ( آذربایجانچی لیق )، ایده ای ضد انسانی 

دکترعارف محمدزاده / عضو تحریریه مجله ایران شمالی

 

 هر حکومتی با توجه به نحوه شکل گیری ، هدف سران حکومت  و عوامل دیگر ، « ایدئولوژی حکومتی یا ملی » خاص خود را دارد. حکومتی که برآمده  از اراده مردم باشد، ایدئولوژی آن نیز « ایدئولوژی ملی » نامیده می شود. فی المثل تشکیل حکومت شیعی در ایران برآمده از نهضت مردمی به رهبری شاه اسماعیل صفوی بود ، این حکومت با حمایت  و اراده ملت ایران  شکل گرفت و با اراده ملی ، دولت فراگیرشیعه  در ایران تشکیل  شد . اراده مردم در تشکیل دولت شیعه نیز منطبق بر حقیقت ، و منبعث از نظریه حکومتی اسلام راستین بود .تشکیل دولت شیعه ، یک هدف بزرگ  تاریخی بود که با پرچمداری شاه اسماعیل صفوی تحقق یافت. این دولت ، چنان در اعتقادات و خواست مردم ، ریشه داشت که با گذشت بیش از پانصد سال ، علیرغم تحولات فراوان و تلاش برای استحاله حکومت با نصب افرادی امثال رضاخان در راس امور توسط ب استعمار ، مذهب رسمی ملت ایران ، مذهب شیعه است. اما برخی حکومتها هستند که بر اساس اراده مردم شکل نگرفته اند و حوادث تاریخی یا جنگها یا اشغال سرزمینهای یک کشور یا علل دیگر ،موجب شکل گیری این حکومتها شده است. دولت باکو از اینگونه حکومتها است. این دولت تا قبل از فروپاشی شوروی (سال 1991) ، به عنوان یک دولت مستقل هیچگونه سابقه تاریخی ندارد ، تنها در دوره جنگ جهانی اول بعد از شکست عثمانی در اروپا ، سران عثمانی در سایه ضعف نظامی روسیه به قفقاز لشکر کشی کرده ، و دولت موقتی تشکیل دادند که به دولت مساوات معروف است . حیات این دولت خودخوانده نیز بعد از پایان جنگ جهانی اول و با ورود نیروهای  کمونیست به باکو و فعالیت کمونیستهای محلی آذری به پایان رسید. بررسی نحوه شکل گیری  دولت باکو بعد از فروپاشی شوروی ، به روشنی حاکی از آن است که این دولت بر اساس اراده ملی شکل نگرفته است. بعد از فروپاشی شوروی ، آشفتگی سیاسی و درگیریهای داخلی و تاثیر مناقشه قره باغ بر جمهوری نوپیدا حاکم شد و در این وضعیت آشفته ، هر گروه و جریان سیاسی به دنبال تصاحب قدرت بود.

شوروی فروپاشید و « ایاز مطلب اف » به عنوان بازمانده از دوره سابق و امضا کننده سند استقلال جمهوری نوپا ،همچنان قدرت را در دست داشت ، اما جریان پان ترکیستی « حزب جبهه خلق » که از حمایت امریکا ، اسراییل و ترکیه برخوردار بود ، با راه اندازی آشوب و اغتشاشهای پی در پی از باکو تا نخجوان ، و در حالی که صدها هزار آواره و بیخانمان و مجروح و کشته  ناشی از مناقشه قره باغ بر جای بود ، برای تصاحب قدرت تلاش کردو فردی به نام ابوالفضل علی اف ( معروف به ائلچی بیگ ) به قدرت رسید  و به شکل علنی شعارهای پان ترکیستی مانند تشکیل دولت بزرگ توران از ترکیه تا چین ، تجزیه آذربایجان ایران و ... را سر داد. در این وضعیت که هر روز بخشی از خاک ایران شمالی ( جمهوری نوپای آذربایجان ) در کام مناقشه قره باغ بلعیده می شد ، رییس دولت باکو ، بی وقفه در مصاحبه ها و سخنرانی ها ، شعارها ی پان ترکیستی سر می داد . وی آشکارا خواستار حمایت  افزونتر امریکا و اسراییل از تجزیه ایران بود و به همین جهت نیز با موافقت وی ، سفارت دولت صهیونیستی در باکو افتتاح و پرچم صهیوینسم بر بام باکو به اهتزاز درآمد.

سیاست و جهان بینی ایلچی بیگ ، جهان بینی و سیاست پان ترکیستی بود . در دوره حکومت ایلچی بیگ ، پان ترکیسم به عنوان «  ایدئولوژی ملی ! » جمهوری آذربایجان جدید ( ایران شمالی ) معرفی گردید و سیاستهای دولت باکو نیز در روابط با کشورهای مختلف بخصوص همسایگان  براین اساس استوار بود . ناامنی ها و اغتشاشات و درگیریهای داخلی مانند قیام سرهنگ صورت حسین اف در گنجه  و لشکرکشی وی به سوی باکو و ناتوانی ایلچی بیگ در مدیریت مناقشه قره باغ و مسایل دیگر به سقوط دولت پان ترکیستی ایلچی بیگ منجر شد ، در حالی که نه در برامدن پیدایش این دولت پان ترکیستی و نه در سقوط وی ، مردم نقش نداشتند.

با کنار رفتن ایلچی بیگ از صحنه ، حیدر علی اف سیاستمدار کهنه کار و از اعضای سابق حزب کمونیست شوروی که سالها از عمر خود را در خدمت سازمان جاسوسی شوروی سپری کرده بود ، به قدرت رسید  و باز هم مردم در این بازی ، فقط نقش تماشاگر داشتند. بعد از به قدرت رسیدن حیدر علی اف ، وی با اجرای  چندین عملیات سیاسی   و امنیتی  و اقتصادی مانند امضای موافقت نامه آتش بس با ارمنستان ، سرکوب اسلامگرایان و تشکلهای مدافع قره باغ ، واگذاری امتیازهای کلان نفتی به امریکا و انگلستان ، گسترش روابط با صهیونیسم ، قدرت خود را تثبیت کرد و اعلام کرد که : « پان آذریسم ( آذربایجانچی لیق ) ایدئولوژی ملی و دولتی جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) است . » و باز هم مردم در این ماجرا نقشی نداشتند. اینکه  یک مکتب سیاسی  که مبانی آن ضد اسلام است ،مانند پان ترکیسم یا پان آذریسم به عنوان « ایدئولوژی ملی » اعلام شود ، یادآور اقدامات دیکتاتورهایی مانند رضاخان و آتاترک بود که در سایه پان ترکیسم و پان ایرانیسم ، به مبارزه علنی با اسلام برخاستند و جریان کشف حجاب و ممنوعیت لباس روحانیت  و تعطیلی مساجد و هیاتهای عزاداری و ... را راه انداختند.  قابل پیش بینی بود که  حیدر علی اف نیز همانند رضاخان و آتاترک به مبارزه علنی با اسلام بر خواهد خاست ، این اقتضای « پان آذریسم » ( آذربایجانچی لیق ! ) است ، همانگونه که اقتضای پان ترکیسم آتاترکی و پان ایرانیسم رضاخانی بود. نخستین مسجدی که به دستور حیدرعلی اف تخریب شد ، مسجدی واقع در «کؤهنه گونشلی » بود که اعتراض مردم را بر انگیخت . حذف « مسجد » از زندگی مردم ، همواره یکی از اهداف مهم حکومتهای دیکتاتوری و وابسته در کشورها و مناطق مسلمان نشین بوده است .

 

یکی از گسترده ترین اقدامات ضد دینی  دولت کمونیستی شوروی سابق بخصوص در دوره حاکمیت استالین ، حذف مساجد از زندگی مردم در مناطق مسلمان نشین بود.  طی دوره کمونیستی که حدود هفتاد سال به طول انجامید ، دولت مسکو 99 در صد مساجد را تعطیل و یا تغییر کاربری داد . به گونه ای که بسیاری از مساجد در سراسر مناطق مسلمان نشین شوروی و از جمله منطقه ایران شمالی ( جمهوری سوسیالیستی آذربایجان شوروی ) برای همیشه تعطیل و یا به انبار کالا و غلات و حتی مراکز آموزش موسیقی و ... تبدیل شدند. دولت شوروی برای استفاده تبلیغاتی  و برای فریب افکار عمومی  کشورهای اسلامی ، تنها برخی مساجد تاریخی در مراکز جمهوریهای مسلمان نشین را باز نگه میداشت و در این مساجد نیز اغلب ماموران سازمان اطلاعات و امنیت شوروی در نقش روحانی فعالیت میکردند. با آغاز روند فروپاشی شوروی  در دوره گورباچف و سست شدن شیرازه اقتدار دولت کمونیستی ، فعالان اسلامی در ایران شمالی به طور خودجوش نسبت به بازگشایی مساجد اقدام کردند. 

بازگشایی مساجد یکی از مطالبات دایمی مسلمانان بود و به همین جهت نیز به محض فراهم شدن امکان بازگشایی مساجد ، مسجدهای باکو و شهرهای دیگر از جمله گنجه ، نخجوان ، لنکران ، ماساللی و.... و زیارتگاههای مقدس  مانند زیارتگاه بی بی هیبت و بی بی رحیمه بازگشایی شدند و شیعیانی که دهها سال از امکان انجام اعمال مذهبی محروم بودند، نسبت به تعمیر و بازسازی اماکن مقدس اقدام کردند.

در فاصله سالهای 1991 ( فروپاشی شوروی و امضای سند استقلال جمهوری آذربایجان توسط ایاز مطلب اف ، نخستین رییس  دولت باکو بعد از استقلال)  تا 1994 ( روی کار آمدن  کمونیست پرسابقه  و از مسوولان ارشد سازمان ک گ ب ؛ حیدر علی اف  و امضای توافق آتش بس با ارمنستان )  به دلیل مناقشه قره باغ و درگیریهای سیاسی داخلی و جنگ قدرت و فلاکت اقتصادی و گرسنگی ، حاکمان باکو فرصتی برای سرکوب گرایشات مذهبی مردم نداشتند ،اما با روی کار آمدن حیدر علی اف و  هماهنگی دقیق وی با امریکا برای طرحریزی آینده  کشور ، تلاش گسترده ای برای پیشگیری از گسترش روحیات مذهبی و ظهور مذهب در جامعه آغاز شد . حیدر علی اف در نخستین اقدام به سرکوب گسترده " حزب اسلام " دست زد . ساختمانهای این حزب را تسخیر کرد .حملات شبانه ماموران امنیتی به سبک دوره شوروی به  خانه های فعالان اسلامی آغاز شد . سران حزب دستگیر و تحت شکنچه های وحشیانه قرار گرفتند . « علی اکرام علی اف » از فعالان اسلامی که بعد از فروپاشی شوروی حزب اسلام را تاسیس کرده بود به 11 سال زندان محکوم گردید و برخی از اعضای عالیرتبه حزب نیز تحت شکنچه به شهادت رسیدند . این نخستین رویارویی حیدر علی اف با اسلام واسلامگرایان بعد از فروپاشی بود . در حقیقت حیدر علی اف نشان داد که همچنان و به شدت به آموزه های  مکتب استالین در مبارزه با مذهب و دین وفادار است.

حیدر علی اف از آن بیم داشت که اسلامگرایان تحت فشارهای شدید دولت دست به اسلحه ببرند و به همین جهت کوشید تا مانع از این کار شود . وی پس از آنکه به امریکا نشان داد در سرکوب اسلامگرایان جدی است ، کوشید تا فضاهایی کنترل شده و بسیار محدود برای فعالیت های  اسلامگرایان باقی بگذارد تا هم از زیر زمینی شدن فعالیتهای اسلامگرایان جلوگیری کند و هم  از وجود حزب اسلام ( در قالب شیر بی یال و دم ) به عنوان نشانه ای برای دمکراسی ادعایی خود سوء استفاد نماید. از سوی دیگر حیدر علی اف همواره به دنبال این بود که به امریکا نشان دهد که اسلامگرایان در ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) خطری برای دولت باکو و نیز منافع امریکا محسوب میشوند و اگر علی اف از قدرت کنار نهاده شود این اسلامگرایان هستند که قدرت را در دست خواهند گرفت . در حالی که واقعیت چیز دیگری بود و حیدر علی اف بدینوسیله  و اقدامات دیگر از جمله گسترش روابط با رژیم صهیونیستی ، واگذاری منابع نفتی به شرکتهای امریکایی و غربی ، واگذاری امکانات نظامی  و زمین و آسمان کشور به امریکا در جریان اشغال افغانستان و عراق  ، میکوشید تا از حمایت امریکا برای تداوم حاکمیت خود بهره برداری کند  که البته این سیاست،  منافع امریکا را در حد عالی تامین می کرد و به همین دلیل امریکا هرگز دولت حیدر علی اف را به خاطر سرکوب شدید نیروهای مخالف حتی غربگرایان افراطی مانند احزاب جبهه خلق و مساوات نکوهش نکرد.

با این همه حیدر علی اف از ظهور مذهب در جامعه به شدت نگران بود . وی که در جریان انقلاب اسلامی ایران - وقتی که دردولت مسکو مسوولیت معاون نخست وزیر را برعهده داشت - از گستره و عمق نیروی مذهب و مذهبی های انقلاب برای ایجاد دگرگونی در جامعه آگاهی یافته بود همواره از آن بیم داشت که حکومتش توسط جنبش اسلامی متزلزل و منهدم شود. بنابر این باز هم به مکتب استالین بازگشت . استالین و کمونیستهای شوروی چگونه با مذهب مبارزه کردند ؟ وی پاسخ این سوال را به خوبی میدانست ، چرا که  عمر خود را در مکتب استالین سپری کرده بود. نخستین اقدام حیدر علی اف بعد از سرکوب اسلامگرایان متشکل در قالب حزب اسلامی ، به سوی مساجد معطوف شد . مسجد جامع ( جمعه ) به عنوان سمبل فعالیت جوانان اسلامگرا در باکو محسوب میشد . این مسجد تاریخی هویت اسلامی – ایرانی دارد و شعر زیر از صدها سال قبل بر سر در آن نقش بسته است :

گشاده باد به دولت همیشه این درگاه

به حق اشهد ان لااله الا الله

 

حیدر علی اف در نخستین اقدام به تعطیلی این مسجد تاریخی دست زد . امام جماعت مسجد ( ایلقار ابراهیم اوغلو ) دستگیر و زندانی گردید . علی اف در مرحله بعد آموزش قرآن در مساجد را ممنوع کرد . این در حالی است که آموزش قرآن کریم در مدارس دولتی و غیر دولتی نیز ممنوع است . معروف است که وی خطاب به معلمان آموزش و پروش گفت : « به جای آموزش قرآن به دانش آموزان تاریخ آذربایجان و موسیقی یاد بدهبد »

حیدر علی اف حوزه های علمیه را که بعد از فروپاشی شوروی درشهرهای مختلف تاسیس شده بود ، تعطیل کرد اما به دلیل مواجهه با مرگ نتوانست اقدامات استالینی خود را ادامه دهد . وی هنگامی که در یک مرکز نظامی در حال سخنرانی بود ناگهان از پشت تریبون فرو افتاد و در حالی که دستش را بر روی قلب خود گذاشته بود گفت : « چه کسی مرا زد ؟ » حدود بیست دقیقه بعد وی دوباره به پشت تریبون آمد تا سخنرانی خود را ادامه دهد اما باز هم فرو افتاد اما برای همیشه ... بدینگونه دفتر زندگی  وی برای همیشه در این دنیا بسته شد.اما در آنسوی ، بر وی چه می گذرد ؟

پرونده زندگی حیدر علی اف بسته شد ،اما پرونده مبارزه با مذهب در دولت باکو بسته نشد . و البته مبارزه با دین و مذهب ، معطوف به اسلام و اسلامگرایان است و فعالان ادیان غیر اسلامی مانند مسیحیت و یهودیت و حتی فرقه های ساختگی مانند بهاییت ، وهابیت ،  شیطان گرایی و...از سوی دولت باکو محدودیتی ندارند . مثلا هر یهودی در باکو میتواند کاندیدای نمایندگی مجلس شود ، اما فعالان دینی مسلمان حق  ندارند کاندیدای نمایندگی مجلس شوند. نواختن زنگ کلیساها ممنوع نیست ، اما پخش صدای اذان از مساجد ممنوع است . ساختن کنیسه ها توسط یهودیان مانعی ندارد اما مسلمانان نه تنها نمیتوانند مساجد تازه ای احداث کنند بلکه مساجد ساخته شده یک به یک توسط دولت تخریب میشود.

مقامات باکو اعلام کرده اند که میخواهند بر مساجد تسلط بیشتری داشته باشند ،چرا که ممکن است مورد استفاده نیروهای افراطی و مسلح قرار گیرد و نیز به برخی اقدامات عناصر مسلح اشاره کرده اند . این در حالی است که تاکنون گروههای شیعه در هیچ اقدام مسلحانه ای در جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) دست نداشته اند و تنها عناصر و محافل و گروههای وهابی و سلفی سنی درگیریهای معدودی با دولت باکو داشته اند . آن هم در حالی که برخی از نیروهای ارتش و سازمانهای مسلح دولت باکو به این گروهها پیوسته و در حمایت از آنها نقش داشته اند . اگر قرار باشد به دلیل احتمال استفاده عناصر افراطی ( وهابی ) از مساجد ، مساجد شیعیان را تخریب و تعطیل کرد  ، چرا با و جود استفاده این گروهها از افسران و درجه داران ارتش ، پادگانهای باکو تخریب نمیشود ؟

در هر حال به نظر میرسد  دولت باکو در مبارزه با مساجد و اسلامگرایان ؛

-         تحت فشارها و توصیه های بیرونی  بخصوص  امریکا و اسراییل است.

-         دولتمردان باکو اغلب تربیت شدگان دوره کمونیسم هستند و ضدیت عمیقی با مذهب دارند و به همین دلیل مبارزه با مذهب و دین به عادت سیاسی آنها تبدیل شده است .

-         دولت باکو و متحدینش مانند دولت صهیونیستی و امریکا، ظهور مذهب در کشور را به معنای موفقیت ایران میدانند. چرا که ایران دارای یک حکومت اسلامی است.

- مسجد ، از آغاز اسلام « سنگر مسلمین » بوده است و جنبش اسلامی ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) نیز به مسجد تکیه دارد . و بدینگونه دولت باکو می خواهد با تخریب مساجد یا تعطیلی آنها – به سبک دوره کمونیستی – مسلمانان و بخصوص جوانان را از مسجد و محراب و منبر جدا سازد.

اما  اگر دولتمردان باکو اندکی دوراندیشی داشته باشند و سرنوشت شوروی  را از نگاه عبرت بنگرند، درمی یابند که حذف مذهب و مسجد از جامعه حتی  به قیمت ریختن خون میلیونها انسان نیز ممکن نیست و تنها نتیجه ای که دولت باکو میتواند از تداوم مبارزه با مسجد و مذهب به چنگ آورد ،کسب نفرت عمومی است . به هر حال و علیرغم حاکمیت هفتاد ساله کمونیستها بر مسلمان قفقاز جنوبی ( با اکثریت قریب به اتفاق شیعه ) این واقعیت قابل تغییر نیست که مردم ایران شمالی  مسلمان  هستند و یک جامعه اسلامی نمیتواند بدون مسجد باشد . تلاش دولت باکو برای تخریب و تعطیل و حذف مساجد از جامعه تنها ماهیت ضد اسلامی این دولت برای مردم روشنتر میسازد.

علیرغم اعتراضهای مداوم مسلمانان ایران شمالی ، اقدامات خشن دولت باکو در تخریب مساجد ادامه یافت. موضوع به رسانه های جهان اسلام کشیده شد. در ترکیه علاوه بر واکنش رسانه ها ، تظاهراتی در اعتراض به اقدامات ضد اسلامی دولت باکو برگزار شد. در ایران – بخصوص در تهران و تبریز و قم – علما و مردم به شدت واکنش نشان دادند. مردم تبریز بخصوص دانشجویان و طلاب علوم اسلامی با برپایی تجمع در مقابل کنسولگری دولت باکو ، از الهام علی اف خواستند تا دست از تخریب مساجد بردارد ، با این حال هر روز خبر تازه ای از تلاش دولت باکو برای تخریب مساجد منتشر می شد.  در این موقعیت ، مراجع تقلید از جمله حضرات آیات عظام سبحانی تبریزی ، صافی گلپایگانی ، مکارم شیرازی و... طی نامه ها و سخنرانی ها خطاب به الهام علی اف ، وی را مورد نصیحت قرار داده و هشدار دادند .

 بی توجهی دولت باکو و الهام علی اف به اعتراضات مردم تبریز و قم و حتی نصایح مشفقانه و هشدارهای روشن مراجع عظام تقلید موجب شد حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی طی سخنانی پیرامون تخریب مساجد در ایران شمالی اظهار داشتند : « به صراحت می گوییم که اگر تخریب مساجد در جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) ادامه  پیدا کند ،حکم مقاومت میدهیم و اعلام می کنیم که هر کسی در این راه کشته شود ، شهید است. »

صدور چنین حکمی از سوی حضرت آیت الله مکارم شیرازی ، میتوانست تبعات ویرانگری برای دولت باکو در پی داشته باشد. مردم مسلمان ، با تمام امکانات به مقاومت در برابر تخریب مساجد و ماموران دولت برمی خاستند و در صورت وقوع اینگونه درگیری گسترده میان مردم و دولت ضد اسلامی ، دولت باکو به صورت سریع رو به آشفتگی و زوال و سقوط می نهاد. هشدار حضرت آیت الله مکارم شیرازی ، مقامات باکو در آشفتگی فروبرد. پیش از آن دولت باکو از طریق نشریات و رسانه های جیره خوارخود ، اعلام میکرد که ؛« مراجع و علمای ایران در امور داخلی ما حق دخالت ندارند ! » اما بعد از هشدار این مرجع عالیقدر ، مقامات باکو تخریب مساجد را متوقف کردند.

اگر چه تخریب مساجد به علت هراس دولت باکو از صدور حکم مقاومت توسط مراجع تقلید متوقف شد ، اما دولت باکو ، روشهای دیگر خود را برای مبارزه با اسلام گسترش داد. از جمله این روشها ، گسترش دستگیریها فعالان جنبش اسلامی و ترور آنها با اقدامات خاص مانند تزریق داروهای کشنده به زندانیان ، مبتلا کردن زندانیان به بیماریهای مهلک ، کشتن فعالان موثر جنبش اسلامی با استفاده از گاز و اعلام « گازگرفتگی » به عنوان علت مرگ و... می باشد. یعنی دولت باکو در حالی  که نمی تواند سیاست « تخریب مساجد » را اجرا کند ، به سیاست دستگیری و کشتن « اهل مسجد » اقدام می کند.

 اما سخن این است که ؛ آیا این سیاست میتواند مانعی در مسیر حرکت دولت باکو به سوی زوال و تباهی و سقوط ایجاد کند ؟ آیا دولت شوروی سابق – که قدرت دولت باکو در قیاس با آن در حد صفر است – توانست با اجرای سیاستهای ضد دینی و تخریب وتعطیلی مساجد و قتل و تبعید صدها هزار مسلمان ، به حاکمیت خود ادامه دهد ؟ رضاشاه و محمدرضا پهلوی در ایران ، صدام درعراق ، بن علی در تونس ، انورسادات و حسنی مبارک در مصر و... که با اسلام و مسجد و محراب و منبر و حجاب ، همانند الهام علی اف مبارزه می کردند و از حمایتهای امریکا و انگلیس و شوروی سابق و متحدان آنها نیز برخوردار بودند ، عاقبت چه سرنوشتی یافتند ؟ این سرنوشت ، تقدیر محتوم آن کسی است که در باکو فرمان به تخریب و تعطیلی مساجد و ممنوعیت حجاب وآموزش قرآن داده است ... این را خواهیم دید ، همچنانکه سرنوشت دیگران را دیدیم !

 

 منبع : مجله ایران شمالی / شماره ۱۳ و ۱۴

/ 0 نظر / 22 بازدید